ایران امروز در نقطهای قرار گرفته است که امنیت غذایی و امنیت آب، بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خوردهاند. بخش کشاورزی با وجود گستردگی خود، سالانه با مصرف ۷۰ میلیارد مترمکعب آب، ۱۲۸ میلیون تن محصول تولید میکند و ۷۸ درصد انرژی غذایی مردم ایران را تأمین میسازد. این حجم تولید، بیانگر توان بالقوه کشاورزی است؛ اما واقعیت آن است که این سطح از تولید بر پایه منابعی بنا شده که هر سال شکنندهتر میشوند. مهمتر اینکه الگوی فعلی تولید تناسبی با اقلیم ایران و ظرفیت واقعی آب و خاک ندارد. از همین رو حل بحران آب نه با افزایش منابع، بلکه با اصلاح الگوی تولید کشاورزی آغاز میشود.
طبق آمار رسمی، ۸۳ میلیون تن محصولات زراعی در ۱۵.۴ میلیون هکتار تولید میشود؛ ۲۵ میلیون تن محصولات باغی در دو میلیون هکتار؛ ۱۵.۵ میلیون تن محصولات دام و طیور و ۱.۳ میلیون تن محصولات شیلاتی نیز به آن افزوده میشود و مجموعاً کالبد امنیت غذایی کشور را شکل میدهد. این تولید توسط چهار میلیون و ۲۹۰ هزار بهرهبردار در ۸۹ هزار آبادی و ۱,۴۴۲ شهر انجام میشود.
۸۸ درصد تولید در روستاهاست و ۱۴ درصد اشتغال ملی نیز به بخش کشاورزی تعلق دارد. با وجود صادرات ۶.۲ میلیارد دلاری، وابستگی گسترده به نهادههای وارداتی موجب شده تراز تجاری سالانه حدود ۱۱.۱ میلیارد دلار منفی باشد. افزون بر این، حداقل ۲۰ درصد ضایعات در زنجیره تولید، بخش قابلتوجهی از آب، خاک و منابع کشور را بدون بازده مؤثر هدر میدهد. تغییر اقلیم و محدودیت فزاینده آب، کشاورزی را ناگزیر کرده است برای تداوم و ارتقای تولید، به یک معماری نوین در امنیت غذایی و شیوههای تولید بیندیشد.
امنیت غذایی امروز؛ تهدید خاموش امنیت ملی
امنیت غذایی چهار رکن دارد: فراهمی، دسترسی، سلامت و پایداری. بنابراین امنیت غذایی تنها با "تولید زیاد" محقق نمیشود. فراوانی کالاها در فروشگاهها نشانه امنیت غذایی نیست؛ زمانی امنیت برقرار است که همه مردم، در هر زمان، به غذای کافی، سالم، مغذی و حلال دسترسی فیزیکی و اقتصادی داشته باشند. اگر سفره سنتی ایرانی، مثل تصویر قدیمی حاجحسین احمدیان در روستای مَرَق کاشان که مردی سالمند را کنار سفرهای شامل نان، چای، قند و دیزی نشان میدهد—را معیار قرار دهیم، بهروشنی دیده میشود که حتی تولید اجزای ساده همین سفره نیز امروز وابسته به واردات است. در سه دهه گذشته، ایران سالانه به طور متوسط ۳ میلیون تن گندم، ۱ میلیون تن برنج، ۱.۵ میلیون تن جو، ۱۰ میلیون تن ذرت، ۲ میلیون تن کنجاله سویا و مقادیر بالایی حبوبات، سیبزمینی، چای و شکر وارد کرده است. وابستگی ۶۵ درصدی به واکسنهای طیور، وابستگی بیش از ۸۵ درصدی صنعت دام و طیور به نهاده و دارو، وابستگی ۹۵ درصدی بذور هیبرید سبزی و صیفی و اتکای ۹۰ درصدی صنعت روغن به واردات نشان میدهد امنیت غذایی ایران با وجود تولید بالا عملاً ناپایدار و "امنیت غذایی مونتاژی" است؛ وضعیتی که بالقوه تهدیدی برای امنیت ملی است
تغییر اقلیم و ورود جهان به جنگ جهانی غذا
تغییر اقلیم جهان را به مرحلهای رسانده که از آن با عنوان "جنگ جهانی غذا" یاد میشود. پیشبینیها نشان میدهد تغییرات اقلیمی میتواند تا ۳۰ درصد تولیدات کشاورزی جهان را کاهش دهد. در همین حال، رشد جمعیت و افزایش مصرف، تقاضای جهانی غذا را بالا میبرد و انتظار میرود قیمت غذا تا سال ۲۰۵۰ دو برابر شود. تقریباً همه محصولات راهبردی کشاورزی به سقف تولید رسیدهاند و امکان افزایش معنادار تولید در کوتاهمدت وجود ندارد. در چنین شرایطی، کشورهایی قادر به تأمین غذای پایدار هستند که از توان سیاسی، ژئوپولیتیک و منابع ارزی کافی برخوردار باشند. برای کشوری که فاقد این مزیتهاست، امنیت غذایی به تهدیدی راهبردی تبدیل میشود.
مدیریت بحران آب فنی نیست؛ یک مسئله سیاستگذاری تولید است
برای تولید ۱۲۸ میلیون تن محصول، سالانه حدود ۷۰ میلیارد مترمکعب آب مصرف میشود؛ در حالیکه طبق «سند دانشبنیان امنیت غذایی» و «برنامه هفتم توسعه»، این میزان باید به ۵۰ میلیارد مترمکعب برسد. با توجه به محدودیت اعتباری و سوابق اجرایی کشور، هیچ اقدام صرفاً فنی—نه سدسازی، نه انتقال آب، نه لولهگذاری و نه حتی توسعه آبیاری نوین—در کوتاهمدت قادر به جبران این شکاف نیست. بحران آب زمانی بروز میکند که نوع محصول، مقدار تولید و زمان و مکان کشت با ظرفیت واقعی آب تناسب نداشته باشد؛ در این شرایط، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز قادر به مدیریت بحران آب نیستند.
نمونه روشن این مسئله، وضعیت باغات کشور است. از دو میلیون هکتار باغ موجود، حدود ۵۰ درصد درجهدو و درجهسهاند؛ باغاتی فرسوده، کمبازده و مستقر در اقلیمهای نامناسب. این باغات سالانه ۴ تا ۵ میلیارد مترمکعب آب مصرف میکنند، تقریباً دو برابر ظرفیت سد دز، در حالیکه نقش مؤثری در امنیت غذایی یا ارزش افزوده ندارند. در بخش خوراک دام نیز وضع مشابهی دیده میشود. برای تولید ۳۳ میلیون تن علوفه و دانه، ۲۰ میلیارد مترمکعب آب مصرف میشود؛ در حالیکه با اصلاح الگوی تولید میتوان ۵۰ میلیون تن خوراک دام را با همین مقدار آب تولید کرد. یونجه با بهرهوری ۰.۶۳ کیلوگرم بر مترمکعب سالانه ۱۰.۷ میلیارد مترمکعب آب مصرف میکند. شبدر با بهرهوری ۱.۰۱ و مصرف ۶۲۴ میلیون مترمکعب در رتبه بعدی است، در حالیکه محصولاتی مانند قصیل (۱۱.۷۱)، سورگوم علوفهای (۸.۲۸) و شلغم علوفهای (۴.۰۱) بهرهوری بسیار بالاتری دارند.
اجرای نسخههای عملیاتی «معماری نوین تولید خوراک» میتواند ۴۰ درصد افزایش بهرهوری آب (معادل ۸ میلیارد مترمکعب) و ۵۰ درصد افزایش تولید (معادل ۱۷ میلیون تن) ایجاد کند. علاوه بر این، سالانه ۲۵ تا ۳۰ میلیون تن انواع سبزی و صیفی با مصرف ۶.۶ میلیارد مترمکعب آب تولید میشود که ۲۰ درصد بیش از نیاز کشور است و حدود ۱.۳ میلیارد مترمکعب آب را بدون بازده از دسترس خارج میکند. این شواهد بهروشنی نشان میدهد مدیریت بحران آب، پیش از هر چیز، نیازمند بازطراحی سیاستهای تولید در بخش کشاورزی است.
ریشه بحران آب کمبود منابع نیست؛ بلکه الگوی تولیدی است که با ظرفیت طبیعی کشور سازگار نیست. الگوی تولید باید "مترجم محدودیت آب" باشد؛ یعنی جایی که پیچیدگیهای هیدرولوژیک و اقلیمی به "تصمیم تولید" تبدیل شود. مدیریت آب در نهایت همان مدیریت تولید است و مدیریت تولید بنیان امنیت غذایی پایدار به شمار میرود. بحران آب زمانی پایان مییابد که سیاستگذاری تولید بر منطق آب نوشته شود؛ این تنها مسیر نجات آب ایران است.
در میان ۱۶۳ کشور جهان، ایران از نظر بهرهوری آب (کیلوگرم بر مترمکعب) رتبه ۵۰ را دارد. بر این اساس، بخش کشاورزی میتواند از دو مسیر کاملاً عملیاتی، علاوه بر مدیریت بحران آب، بنیانهای امنیت غذایی کشور را تقویت کند: نخست، هماهنگسازی الگوی تولید با ظرفیتهای اکولوژیک، اقتصادی، فنی و علمی کشور برای دستیابی به بیشترین بازده منابع محدود آب و خاک؛ دوم، ارتقای بهرهوری آب از مرحله انتقال و توزیع تا سطح مزرعه که برآوردها آن را حدود ۵۰ درصد نشان میدهد. تحقق این هدف با مجموعهای از تمهیدات فنی، مدیریتی و هیدرولوژیکی امکانپذیر است. تجربه جهانی نیز تأیید میکند که اصلاح الگوی تولید به همراه افزایش بهرهوری آب به حدود ۶۰ درصد میتواند بستر لازم برای تأمین پایدار امنیت غذایی را با اتکا به همان ۵۰ میلیارد مترمکعب آب قابل برنامهریزی فراهم سازد.
در مجموع، امنیت غذایی ایران به آب بیشتر نیاز ندارد؛ به مصرف درستتر آب نیاز دارد. ترکیب "اصلاح الگوی تولید + افزایش بهرهوری آب" یعنی مدیریت پایدار منابع آب و تثبیت امنیت غذایی کشور.
این یادداشت برگرفته از «برنامه عملیاتی معماری نوین امنیت غذایی» است که توسط نویسنده در وزارت جهاد کشاورزی تدوین شده است.
یادداشت از: محسن مردی – پژوهشگر و تحلیلگر سیاستهای کشاورزی و امنیت غذایی