سه شنبه / ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ / ۱۰:۱۱
سرویس : سرویس عمومی
کد خبر : ۱۳۲۱۵۲
گزارشگر : ۳۵۱۶
سرویس سرویس عمومی

کشاورزی و هزار بیراهه

رئیس انجمن علوم خاک ایران با اشاره به مصرف بی‌قاعده آب و مادرکشی در بخش کشاورزی، گفت: بسیاری از صادرات محصولات کشاورزی، در مقیاس ملی به‌صرفه نبوده و در تضاد با تولید پایدار و ناترازی‌ها است.

در میان چالش‌های متعدد بخش کشاورزی، محدودیت آب و خاک از جمله عوامل مهم تهدیدکننده توسعه پایدار کشاورزی ایران هستند. البته بخش کشاورزی با چالش‌های مهم دیگری نیز مواجه است، شکاف تولید، پایین بودن بهره‌وری، سرمایه‌گذاری کم، ضایعات و ... اما محدودیت‌های منابع آب و خاک از آن جهت حائز اهمیت است که اولاً آرام آرام رشد می‌کند و بنابراین عمدتاً تا پیش از بروز و ظهور آثار حاد، از دید عموم پنهان می‌مانند و ثانیاً رفع این محدودیت‌ها بسیار هزینه‌بر و زمان‌بر و بلکه در شرایطی غیرممکن است.
 
در سال آبی که روزهای پایانی خود را می‌گذراند بارش‌ها نسبت به سال گذشته و البته دو تا سه سال اخیر بهتر بود، اما پس از دوره‌ای طولانی از خشکسالی کشور و با وجود ناترازی به وجود آمده، بارش‌های امسال و یا حتی چند سال پیاپی هم به تنهایی نمی‌تواند منجر به جبران تخلیه سفره‌های زیرزمینی شود. چرا که بخش قابل توجهی از عوامل ناترازی آب در کشور ریشه در «مدیریت آب» دارند و نه در حجم آب ورودی از طریق بارندگی.
 
این در حالی است که همچنان متولیان این حوزه یک طرفه به رشد تولید در حوزه کشاورزی افتخار می‌کنند بدون این که بهای این افزایش را بیان کنند. به راستی مثبت شدن تراز تجاری در حوزه کشاورزی، وقتی هم‌زمان تراز آبهای زیرزمینی کشور یعنی ذخائر تاریخی آب را منفی‌تر می‌کنیم، آیا مایه افتخار است؟
 
در این سال‌ها چند درصد تالاب‌ها، رودها و... در اثر تنش آبی دچار مشکل شده و یا از بین رفته‌اند؟ به تصویر کشیدن این بحران در مستند مادرکشی در ابتدای دهه ۹۰ خورشیدی چقدر مسئولان امر را هوشیار کرد؟ در حالی که کشور با انواع ناترازی‌ها روبه‌رو است چطور قرار است تا پایان برنامه هفتم توسعه به خودکفایی ۹۰ درصدی در گندم، جو، برنج، گوشت قرمز و سفید، حبوبات و شکر و خودکفایی ۴۰ درصدی در دانه‌های روغنی و ذرت دست پیدا کنیم؟
 
در بخش دامپروری با افزایش تولید شیر و صادرات محصولات لبنی، آیا از خود پرسیدهایم ارزآوری فرآورده‌های لبنی برای کشور چقدر است؟ آیا این درآمد، پاسخگوی هزینه‌های صرف شده فقط در حوزه آب و انرژی هست؟ سیاست‌گذاری‌ها از کجا به این مسیر سوق پیدا کرده است؟
 
کامبیز بازرگان، رئیس انجمن علوم خاک ایران و عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات خاک و آب در این خصوص به خبرنگار مهر، گفت: ما در مدیریت منابع، زمانی انحراف پیدا کردیم که رویکرد توسعه پایدار را نپذیرفتیم یا بهتر بگویم باور نکردیم. «توسعه پایدار» در سال ۱۹۹۲ میلادی (دهه ۷۰ خورشیدی) در اجلاس محیط زیست و توسعه سازمان ملل متحد در ریودوژانیرو برزیل در قالب یک بیانیه به تصویب رسید تا به حدود ۳ دهه درگیری بین تلاشگران توسعه صنعتی و دغدغه‌مندان حفاظت از محیط زیست پایان دهد. درست زمانی که جهان با این توافق، شرط پیگیری برنامه‌های توسعه‌ای را توجه همزمان به دو شرط مقبولیت اجتماعی و حفظ محیط زیست در کنار منافع اقتصادی قرارداد، ما در ایران برنامه توسعه نیشکر در خوزستان را کلید زده‌ایم. متأسفانه این برنامه در شرایطی با سرمایه‌گذاری هنگفت دولت پیش رفت که همان زمان اساتید دانشگاه و پژوهشگران صاحب‌نظر مراکز علمی کشور، با طرح توسعه نیشکر در خوزستان مخالف بودند و آن را عامل تخریب منابع آب و خاک خوزستان می‌دانستند و به‌جای آن توسعه کشت چغندرقند را برای افزایش تولید شکر کشور توصیه می‌کردند. نیشکر یکی از منابع مهم تولید شکر در دنیا است ولی عمده تولید آن در کشورهایی مثل کوبا و برزیل و در مناطقی است که اقلیمی بسیار متفاوت از کشور ما (آب و هوای گرم و مرطوب) دارند.
 
وی یادآور شد: البته افزایش تولید خوب است؛ ولی همیشه باید بهای تولید در نظر گرفته شود. واقعیت آن است که شواهد نشان می‌دهد ما در بخش کشاورزی، اهدافی را دنبال می‌کنیم که بعضاً نه‌تنها همگرا نیستند بلکه متناقض هستند. یک روز دنبال تولید هرچه بیشتریم، یک روز دنبال حفظ منابع پایه، یک روز اشتغال و یک روز تراز تجاری بخش. معتقد نیستم هدف بخش کشاورزی باید این باشد که تراز تجاری این بخش را مثبت کند؛ معتقدم تراز تجاری باید در کلان اقتصاد کشور سنجیده شود.
 
وی در ادامه سخنان خود گفت: قابل درک نیست اینکه هر بخش‌ تخصصی، به دنبال مثبت کردن تراز خود باشد، آن هم بدون درنظر گرفتن بهای آن؟ مثلاً آیا افتخار است که وزارت نفت اعلام کند تراز تجاری بخش نفت، مثبت است؟ اصلاً می‌شود منفی باشد؟ خوب طبیعی است، نفت از زمین استخراج میشود و به فروش می‌رسد، نباید هم ترازش منفی باشد. حال سوال این است که آیا سایر بخش‌های دولت در این موضوع با نفت و گاز قابل مقایسه هستند؟ اساساً آیا برای وزارت آموزش و پرورش، بهداشت، علوم و تحقیقات، معنی دارد که تراز تجاری خود را مثبت کنند؟ کشاورزی کشور ما هم اقتضائات خود را دارد. کشاورزی ما اگر می‌خواهد پایدار باشد، باید بوم‌سازگار باشد یعنی متناسب با ظرفیت اکولوژیک مناطق مختلف کشور باشد. با این شرایط باید بپذیریم که در مقیاس کلان و ملی، مثبت‌تر کردن تراز تجاری بخش کشاورزی، اگر منجر به تخریب زیست بوم و ناپایداری کشاورزی کشور شود، دیگر نمی‌تواند دستاورد خوبی برای کشور شناخته شود. این چالش وقتی شایان توجه بیشتر کارشناسان است که منفعت اقتصادی تجارت محصولات زودبازده باشد و عوارض وقوع تخریب منابع، در بازه زمانی طولانی برای عموم نمایان شود. در واقع انتظار بر این است که کارشناسان دورنمای تصمیمات امروز را ببینند.
 
وی با بیان اینکه بعضی از موضوعات کاری در کشور ارزبری و هزینه‌بری بیشتری دارند و برخی بخش‌ها هم ذاتاً درآمدزا هستند، تصریح کرد: کاهش وابستگی در بخش کشاورزی و غذا قطعاً هدف مطلوبی است اما این هدف‌گذاری باید با نگاه امنیت غذایی باشد؛ چرا که امنیت غذایی خود یکی از بخش‌های مهم تأمین امنیت ملی به شمار می‌رود. وقتی این نگاه را حاکم کردیم آنوقت ملزم خواهیم شد موضوع افزایش ضریب خودکفایی و پایداری را کنار هم ببینیمکاهش وابستگی در بخش کشاورزی و غذا قطعاً هدف مطلوبی است اما این هدف‌گذاری باید با نگاه امنیت غذایی باشد؛ چرا که امنیت غذایی خود یکی از بخش‌های مهم تأمین امنیت ملی به شمار می‌رود. وقتی این نگاه را حاکم کردیم آنوقت ملزم خواهیم شد موضوع افزایش ضریب خودکفایی و پایداری را کنار هم ببینیم. همین جا است که با بررسیهای کارشناسی می‌توان حدود بهینه خودکفایی کشور برای محصولات مختلف را استخراج کرد، به نحوی که به پایداری تولید و امنیت غذایی هم صدمه‌ای وارد نشود.
 
این مدرس و محقق حوزه خاک و آب اضافه کرد: اما ما در کشور بعضاً در این حوزه پا را فراتر گذاشته و به سمت صادرات رفته‌ایم؛ اینکه گفتم ما رویکرد توسعه پایدار را باور و هضم نکردیم و فقط در حرف به آن پرداختیم از اینجا ناشی می‌شود؛ «تولید به هر قیمتی». در گزارش‌ها اعلام می‌شود تولید از این عدد به فلان عدد رسیده است. اما کسی نمی‌پرسد که این تولید از نقطه «الف» به نقطه «ب» رسیده چقدر هزینه آب، انرژی، خاک و... داشته است؟ طبیعی است وقتی سطح زیر کشت افزایش پیدا کند تولید هم بیشتر می‌شود در حالی که در توسعه پایدار، باید بهره‌وری تولید را بالا برد. یعنی تولید باید به ازای ورودی‌ها بالا برود، انتظار بر این است که تولید در واحد سطح و تولید به ازای واحد آب بالا برود.
 
این عضو هیئت‌علمی موسسه تحقیقات خاک و آب کشور با اشاره به آمارهای افزایش تولید در کشت آبی، یادآور شد: در حال حاضر آمارها نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از افزایش تولید به ویژه در محصولات زراعی راهبردی ناشی از افزایش سطح زیر کشت آبی است. مثلا بر اساس آمارنامه‌ها سطح زیر کشت گندم آبی که در سال ۹۹ کمتر از ۲ میلیون هکتار (۱.۹۶) بوده، تا سال ۱۴۰۲ به ۲.۸ میلیون هکتار رشد کرده و پس از آن با کمی کاهش در ۱۴۰۴ به ۲.۶۴ میلیون هکتار رسیده است.
 
وی گفت: حال توجه کنید که ما به دلیل کاهش میانگین بارندگی کشور، محدودیت حجم روان‌آب‌های سطحی را داریم. آب‌دهی چاه‌ها هم تبعاً در حال کم و کمتر شدن است. به موازات اینها سطح زیرکشت هم متأسفانه کم‌کم بالا رفته، این باعث شده که سهم هر قطعه زمین از این آب محدود، از دو طرف کمتر و کمتر شده و حقابه کشاورزان سال به سال محدود و محدودتر ‌شود.
 
معضل شوری خاک در کنار کمبود منابع آبی
 
این محقق خاک با بیان اینکه سهم آب هر قطعه زمین وقتی کمتر شود، ممکن است نیاز آبشویی خاک تأمین نشود و این مبنایی برای افزایش شوری خاک است، ادامه داد: بر اساس اطلاعات و آمارهایی که داریم خاک‌های کشاورزی ما در حال شورتر شدن هستند و باید هر چه زودتر از ادامه این روند جلوگیری کنیم چراکه در این صورت با یک فاجعه بزرگ خاکی نیز در کنار محدودیت منابع آبی روبه‌رو خواهیم بود و بخشی از اراضی کشاورزی کشور به دلیل شوری بیش از حد، از چرخه کشت خارج خواهند شد.
 
بازرگان در ادامه سخنان خود اظهار کرد: در ادبیات علم آب و خاک، دو اصطلاح آبیاری و زهکشی با هم می‌آیند. این به این دلیل است که هر آبی که به خاک اضافه می‌شود با هر درجه شوری، همراه خود مقدار قابل توجهی نمک وارد خاک میکند و در صورت عدم شستشو، نمک اضافی در خاک باقی می‌ماند، چراکه به جز نفوذ عمقی (که بسته به روش آبیاری سهم آن متغیر است)، بخش قابل توجهی از آب مصرفی در مزرعه، یا به مصرف گیاه می‌رسد و یا مستقیماً تبخیر می‌شود و در هر دو این فرآیندها بخش عمده املاح آب، در خاک باقی میمانند. بنابراین، آبیاری طبعاً با خودش نمک اضافه می‌آورد. برای مقابله با این شوری معمولاً آب بیشتری استفاده می‌شود که نیاز آبشویی خوانده می‌شود. آب اضافه سپس به صورت طبیعی یا مصنوعی زهکش می‌شود.
 
شورتر شدن آب‌های زیرزمینی
 
بازرگان اضافه کرد: از سوی دیگر، اطلاعات نشان می‌دهد که آب‌های زیرزمینی به دلیل کاهش بارش‌ها و عمیق‌تر شدن چاه‌ها، شورتر شده‌اند. افزایش شوری آب‌، طبعاً خاک را شورتر می‌کند. برای مقابله با این شرایط به آب بیشتری نیاز است تا نمک اضافه را شستشو دهد. از طرف دیگر منابع آب قابل دسترس کشاورزان کاهش می‌یابد و این چرخه‌ای است که در شرایط کمبود آب، خاک‌های کشاورزی را آرام و به تدریج به سمت شورتر شدن سوق می‌دهد.
 
این پژوهشگر تاکید کرد: شاید در ظاهر روند این تغییر کند و ناملموس باشد اما روزی که به بحران تبدیل شود، امنیت غذایی کشور را با تهدید جدی مواجه خواهد کرد. این یک بیان روشن بود از اینکه در شرایط موجود کشور، «افزایش سطح زیر کشت» که ظاهراً با هدف متعالی «افزایش تولید» انجام می‌پذیرد، می‌تواند با تخریب منابع پایه آب و خاک، کاهش جدی و شدید تولید در سال‌های آینده و به تبع آن بحران امنیت غذایی را برای کشور در پی داشته باشد.
 
وی عنوان کرد: بنابراین، می‌بینیم که چرا می‌گوییم انحراف اهداف کشاورزی کشور از آنجایی شروع شد که در گزارش افزایش تولید، بهای پرداخت شده را اعلام نکردیم. تولید را گزارش کردیم، بهره‌وری و عملکرد در واحد سطح را گزارش نکردیم؛ حتی عملکرد در واحد سطح هم به نظر من برای کشور ایران معیاری نادرست است. ما باید عملکرد را به واحد آب گزارش کنیم، چون عامل محدودکننده کشور آب است. یعنی حتی افزایش تولید در واحد سطح، اگر با مصرف آب بیشتر همراه باشد، می‌تواند نامطلوب باشد.
 
امنیت غذایی در جهان دارای ۴ رکن اصلی است؛ فراهمی، دسترسی، مصرف و سلامت و رکن چهارم، پایداری.
 
عضو هیئت‌علمی موسسه تحقیقات خاک و آب در ادامه سخنان خود با اشاره به ارکان امنیت غذایی، تاکید کرد: متاسفانه ما چشم خود را روی رکن پایداری امنیت غذایی بسته‌ایم. چرا؟ چون در مدیریت‌های موقت، گزارش‌ها محدود به بازه زمانی کوتاه مدیریتی است و روندهای کلان و چند ساله به فراموشی سپرده می‌شود. این در حالی است که موضوع «ناپایداری» در یک بازه زمانی طولانی‌ خودش را نشان می‌دهد.
 
آمارها نشان می‌دهد در دهه ۶۰ تعداد چاه‌های کشور حدود ۴۰ هزار حلقه بوده است در حالی که امروز بر اساس آمارهای رسمی بیش از ۸۰۰ هزار حلقه چاه در کشور وجود دارد که تقریباً نیمی از آنها غیرمجاز است. پرسش این است که چگونه این اتفاق افتاده است
 
وی افزود: هیچ شکی نیست که «تولید» در هر کشور و در هر رشته-فعالیت ذاتاً ارزشمند و نیکو است. هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند منکر ارزش ذاتی و مجزای تولید شود. شاید به همین دلیل است که افزایش تولید خوب به چشم می‌آید. مدیریت‌های زودگذر با گزارش‌های افزایش تولید، افتخارات خود را کسب کرده‌اند و رفته‌اند در حالی که نسل‌های بعد باید هزینه این عملکردها و افتخارات را بپردازند. اگر آن روز می‌دانستیم که بهای سنگین افزایش تولید این است که کشاورزی وارد ناپایداری شده و کشور دچار کمبود آب و تنش آبی شود، آیا باز هم افتخار می‌کردیم؟
 
این محقق حوزه کشاورزی اضافه کرد: همچنین معتقدم خارج از کشاورزی، مسائل زیادی در خصوص آب وجود دارد، مثل آمار بالای حفر چاه‌های غیرمجاز. آمارها نشان می‌دهد در دهه ۶۰ تعداد چاه‌های کشور حدود ۴۰ هزار حلقه بوده است در حالی که امروز بر اساس آمارهای رسمی بیش از ۸۰۰ هزار حلقه چاه در کشور وجود دارد که تقریباً نیمی از آنها غیرمجاز است. پرسش این است که چگونه این اتفاق افتاده است؟
 
بازرگان با اشاره به موضوع آب‌فروشی، گفت: اکنون روشن است که دستگاه متولی تأمین و توزیع آب در کشور، از فروش آب به بهره‌برداران درآمد کسب می‌کند. در حکمرانی آب پیچیدگی‌هایی در کشور وجود دارد که بخش‌های زیادی از آن خارج از مجموعه وزارت جهاد کشاورزی و بخش کشاورزی است.
 
غفلت از هزینه‌مزیت‌ها
 
بازرگان در خصوص مصداق‌هایی که بدون نگاه پایداری در بخش کشاورزی ریشه دوانده است، ادامه داد: در دهه ۶۰ و ۷۰ کشور در تأمین لبنیات مورد نیاز چالش داشت. در این دوره ایران واردکننده لبنیات بود. مدیران و تعدادی از فعالان وقت در حوزه دامپروری و تولید فرآورده‌های لبنی، عزم کردند و با انجام رشته فعالیتهایی کشور را در تولید انواع فرآورده‌های لبنی خودکفا کردند. این اقدام، یعنی افزایش تولید لبنیات و خودکفایی کشور، البته ذاتاً خوب و بسیار قابل تحسین است. اما توجه به این نکته حائز اهمیت است که اکنون تا جایی پیش رفته‌ایم که صادرکننده فرآورده‌های لبنی هستیم. وقتی به چگونگی تحقق این هدف می‌پردازیم، می‌بینیم ما نژادهای دام سنگین که تولید شیر روزانه زیادی دارند، وارد کرده و پرورش آنها را توسعه داده‌ایم. این نژاد دامی البته در کنار تولید زیاد شیر، پرخور است. خوب تبعاً با این کار نیاز علوفه کشور را افزایش داده‌ایم. به این ترتیب، سطح قابل توجهی از اراضی به کشت ذرت (کشت تابستانه) و یونجه به عنوان علوفه‌های آب‌بر اختصاص یافته و همچنان در تأمین علوفه و خوراک دام و طیور به شدت وابسته هستیم. در حال حاضر، نیاز کشور به دانه ذرت از ۱۱ میلیون تن فراتر رفته که فقط حدود یک میلیون تن آن در کشور تولید می‌شود.
 
وی به مصداق دیگری اشاره کرد و گفت: موضوع دیگر ماجرای تولید سیب در کشور است که با نگاه صادرات، سطح زیر کشت آن توسعه پیدا کرده است.
 
این محقق علوم خاک با بیان اینکه ایران در محصولات صادراتی آب‌بر مثل سیب، سبزی و صیفی و هندوانه مزیت نسبی ندارد، اظهار کرد: در حوزه تولید و صادرات هندوانه بحث‌های زیادی وجود دارد؛ شنیده می‌شود که بعضی کارشناسان هم عنوان می‌کنند بهره‌وری آن خوب است، اما متاسفانه موضوعی که مورد غفلت قرار گرفته این است که ما باید در بهره‌وری مقیاس‌مند صحبت کنیم.
 
برخی عنوان می‌کنند کل مصرف آب هندوانه حدود نیم میلیارد متر مکعب است که عدد بزرگی نیست. باید به شما عرض کنم مجموع آب مصرفی هندوانه در کشور تقریباً معادل کل آبی است که ما برای محصول زیتون مصرف می‌کنیم. در مقایسه این دو محصول کدام از اهمیت بیشتری برخوردار است؟ زیتون محصولی راهبردی است که روغن از آن استحصال می‌شود و کشور حدود ۹۰ درصد در تولید روغن خوراکی وابستگی دارد. در مقایسه دو محصول و مصرف آب آنها، کشت کدام محصول به نفع کشور است
 
بازرگان گفت: در تحلیل موضوع بهره‌وری گاهی ارزیابی‌ها بر اساس داده‌ها و اطلاعات یک مزرعه است و نتایج آن به سطح کشور تعمیم داده می‌شود. شاید برای یک مزرعه‌دار، هندوانه یکی از بهترین گزینه‌های کشت در بهار و تابستان باشد، اتفاقاً بهره‌وری فیزیکی و اقتصادی آن هم خوب است، چون قابل صادر کردن هم هست، تبعاً درآمد خوبی خواهد داشت. از سوی دیگر تأکید می‌شود آب مصرفی آن در هر هکتار از گندم کمتر است. بنابراین، درآمدی که به ازای واحد آب، حاصل می‌شود بیشتر است. در نتیجه، مثلاً گفته می‌شود اگر زمینه صادراتی فراهم شود و کشاورزان کشور هندوانه بکارند و صادر کنند، خوب است. بنده می‌پرسم بله، با این کار کشاورزان هندوانه‌کار درآمد خوبی کسب می‌کنند، اما کشور چه؟
 
وی ادامه داد: برخی عنوان می‌کنند کل مصرف آب هندوانه حدود نیم میلیارد متر مکعب است که عدد بزرگی نیست. باید به شما عرض کنم مجموع آب مصرفی هندوانه در کشور تقریباً معادل کل آبی است که ما برای محصول زیتون مصرف می‌کنیم. در مقایسه این دو محصول کدام از اهمیت بیشتری برخوردار است؟ زیتون محصولی راهبردی است که روغن از آن استحصال می‌شود و کشور حدود ۹۰ درصد در تولید روغن خوراکی وابستگی دارد. در مقایسه دو محصول و مصرف آب آنها، کشت کدام محصول به نفع کشور است؟ کدام به نفع کشاورز است؟ و سوال مهم اینکه در این شرایط نقش دولت چیست؟ که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست اما البته پاسخ دارد.
 
وی در توضیح بیشتر بیان کرد: بیایید وضعیت سیب درختی را ببینیم. در ۱۵ سال گذشته تولید سیب ایران حدود دو برابر شده و تقریباً تمام این بخش افزوده‌شده، مازاد بر نیاز داخلی است. سطح زیر کشت سیب از حدود ۱۰۰ هزار هکتار به حدود ۲۰۰ هزار هکتار و تولید از حدود ۲ میلیون تن به حدود ۴ میلیون تن رسیده است. جالب اینکه ما برای سیب مازاد به دنبال بازار صادراتی هستیم. بر اساس آمار گمرک، هر کیلوگرم سیب ایران به طور متوسط کمتر از نیم دلار به فروش می‌رود. واقعاً ببینید اگر موفق شویم همه ۲ میلیون تن را به طور متوسط کیلویی ۰.۵ دلار بفروشیم چقدر می‌شود؟ سیب در زمره محصولات باغبانی پرآب‌بر است. فقط برای همین ۱۰۰ هزار هکتار باغی که سیب آن را صادر می‌کنیم حدود ۷۰۰ میلیون متر مکعب آب مصرف می‌کنیم. آیا اصلاً مصرف این حجم آب برای این درآمد، برای کشور به‌صرفه است؟ البته می‌بینیم که با همین شرایط، تولید سیب هم شغل است و هم برای کشاورز صرفه‌اقتصادی دارد. ولی در مقیاس ملی چه؟ اینجا میبینیم که بعضی رفتارها ممکن است در مقیاس فردی و مقیاس ملی نتایج متفاوت و بعضاً متناقضی داشته باشند؛ اما اساساً ما باید حکمرانی آب و کشاورزی را طوری تنظیم کنیم که وقتی کشور نیاز به روغن دارد، کشاورز ما هم از کشت دانه روغنی و زیتون منفعت بیشتری ببرد تا هندوانه و سیب. اما آمارها نشان می‌دهد در طول سال‌های گذشته در اجرای این رویکرد موفق نبوده‌ایم!
 
حرکت صادراتی محصولات کشاورزی در سطحی تقلیلی
 
اینکه در امر صادرات، کشورهای پیشرفته‌تر در کدام سطح حرکت می‌کنند و کشورهای ضعیف‌تر کجای این پازل قرار می‌گیرند مسئله مهمی است.
 
این پژوهشگر حوزه کشاورزی پایدار با تاکید بر اینکه مجموعه درآمد حاصل از صادرات محصولات کشاورزی برای کشور عدد قابل توجهی نیست و ما به استثنا چند محصول خاص، در عمده محصولات کشاورزی مزیت نسبی صادراتی نداریم؛ ادامه داد: این که کشور همسایه به هر دلیلی هندوانه نمی‌کارد دلیل موجهی نیست که ما بکاریم و صادر کنیم. امروز کشورهای پیشرفته‌تر فناوری‌های سطح پایین را رها کرده‌اند. می‌بینیم که آنها عمدتاً دیگر محصولات یا ملزومات با تکنولوژی معمول نمی‌سازند چون تولید این اقلام برای آنها صرفه‌ اقتصادی ندارد. به سراغ فناوری‌های پیچیده‌ رفته‌اند تا با ورودی کمتر و بنابراین هزینه کمتر، کالا یا فناوریی تولید کنند که سایر کشورها به آن نیازمند باشند. امروز دیگر منابع جایگاه خود را در خلق ثروت از دست داده و کشورهای پیشرفته از فناوری و نوآوری، درآمد کسب می‌کنند، که آن هم با ارتقای سطح دانش امکان‌پذیر است. دنیا از خام‌فروشی فاصله گرفته، در حالی که ما همچنان منابع خود را نابجا صرف می‌کنیم و به فروش محصول خام افتخار می‌کنیم. این یعنی آب کشور را به حراج گذاشته‌ایم تا پول دربیاوریم، خاک را شور می‌کنیم تا درآمدزایی ‌کنیم.
 
بازرگان در پایان با بیان اینکه با این نگاه می‌بینیم که بسیاری از صادرات محصولات کشاورزی، در مقیاس ملی به‌صرفه نیست، افزود: امیدوارم سیاست‌ها و برنامه‌های اجرایی بخش آب و کشاورزی کشور بر مبنای دوراندیشی و با رویکرد توجه همزمان به همه ابعاد امنیت غذایی و پایداری زیست‌بوم، در همه بخش‌های مرتبط، مورد بازنگری قرار گیرند.
(سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵) ۱۰:۱۱

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید


خبر 1

خبر برگزیده

بازار ارز

سرویس نمایشگاه و همایش‌ها