تصاویر انباشت سیب و انگور کنار جادهها در استان آذربایجان غربی، بار دیگر در فضای مجازی منتشر شده است. بر اساس روایتهای منتشرشده، قیمت خرید هر کیلوگرم سیب به ۱۵ هزار تومان و انگور به ۲۰ هزار تومان رسیده است.
در سوی دیگر بازار، گزارشهای میدانی از فروش سیب کیلویی ۱۰۰ هزار تومان و انگور کیلویی ۱۵۰ هزار تومان در شهرهای بزرگ حکایت دارد. به این ترتیب، قیمت خردهفروشی چندین برابر رقمی است که از خرید محصول باغدار روایت میشود.
شکاف بزرگ قیمتها این پرسش را مطرح میکند که چرا سهم باغدار از قیمت نهایی تا این اندازه پایین است و محصول او پیش از رسیدن به بازار مصرف، مشتری مناسب پیدا نمیکند؟
بازرگانی؛ حلقه مغفول کشاورزی
ابراهیم مرادزاده، کارشناس ارشد کشاورزی میگوید:وزارت جهاد کشاورزی نمیتواند مسئولیت خود را صرفاً به تولید محدود کند، سازمان مرکزی تعاون روستایی باید با فعالسازی شبکه تعاونیها، تجمیع محصول، خرید توافقی، ایجاد ارتباط مستقیم باغداران با عمدهفروشان و صنایع تبدیلی و توسعه بازارهای صادراتی، برای فروش محصول برنامه داشته باشد.
این نخستین بار نیست که کشاورزان با چنین وضعیتی روبهرو میشوند. در سالهای گذشته، سیبزمینی، پیاز و دیگر محصولات باغی و زراعی نیز گاهی روی زمین ماندهاند. تکرار این اتفاق نشان میدهد که مشکل فقط مازاد تولید نیست؛ بلکه نبود سازوکار پایدار برای بازاررسانی نیز نقش دارد.
زیان امروز، تهدید تولید فردا
پشت هر کیلو سیب و انگور، آب، انرژی، نهاده و هزینه تولید قرار دارد. در کشوری با محدودیت منابع آبی، رها شدن محصول فقط زیان باغدار نیست؛ هدررفت بخشی از منابع ملی است.
از سوی دیگر، باغداری که امسال محصولش را زیر قیمت اقتصادی میفروشد، ممکن است سال آینده تولید را کاهش دهد. کاهش عرضه نیز میتواند به افزایش قیمت در فصل بعد منجر شود؛ چرخهای که در اقتصاد کشاورزی با الگوی تار عنکبوتی شناخته میشود.
ساماندهی بازار باید پیش از رسیدن محصول به مرحله فساد و انباشت آغاز شود. خرید توافقی، قراردادهای پیش از برداشت، توسعه سردخانه و صنایع تبدیلی و اتصال مستقیم تولیدکننده به بازار مصرف، میتواند فاصله باغ تا سفره را کاهش دهد.
حمایت از کشاورز فقط افزایش تولید نیست؛ محصول باید خریدار داشته باشد و سهم تولیدکننده از قیمت پرداختی مردم نیز منصفانه باشد.
تولید هر کیلوگرم سیب و انگور، علاوه بر هزینههای مالی، به مصرف آب، انرژی، کود، سم و نیروی کار نیاز دارد. در کشوری مانند ایران که با محدودیت منابع آبی و اقلیم خشک و نیمهخشک روبهروست، رها شدن محصول کنار جاده به معنای هدررفت بخشی از منابع ملی است.
آبی که صرف تولید شده، دیگر قابل بازگشت نیست و هزینههایی که کشاورز و کشور برای تولید پرداختهاند، بدون ایجاد ارزش اقتصادی از بین میروند. بنابراین، ضعف در بازاررسانی فقط زیان باغدار نیست؛ به معنای هدررفت منابع کمیاب کشور نیز هست.