محاسبات سامانه هوشمند پشتیبان سیاست گندم، آرد و نان IWFBM دانشگاه تربیت مدرس، از هماکنون تصویری نگرانکننده از بازار گندم و نان در سال ۱۴۰۶ نشان میدهد.
اگر دولت بخواهد همان مسیری را که در سال ۱۴۰۵ برای تأمین گندم، آرد و نان طی کرده است در سال آینده نیز ادامه دهد، بار مالی آن میتواند به بیش از ۱۰۰۰ هزار میلیارد تومان، معادل ۱۰۰۰ همت برسد.
این رقم در مقیاس بودجه عمومی کشور آنقدر بزرگ است که مسئله گندم و نان را از یک تصمیم معمول درباره قیمت خرید یا میزان یارانه خارج میکند و به یکی از تصمیمهای مهم مالی و رفاهی سال آینده تبدیل میسازد.ابعاد این رقم زمانی روشنتر میشود که در کنار سایر حمایتهای موجود قرار گیرد.
برآوردهای مورد بررسی، یارانههای مندرج در بودجه را حدود ۰٫۸۱ میلیارد دلار، یارانه نان و گندم را حدود ۱٫۹ میلیارد دلار، یارانه پنهان انرژی را حدود ۳٫۹ میلیارد دلار و یارانه پنهان آب را حدود ۳٫۴ میلیارد دلار نشان میدهد. در چنین شرایطی، تأمین هزینهای در ابعاد ۱۰۰۰ همت برای ادامه سازوکار موجود گندم و نان، فشار قابلتوجهی بر منابع عمومی وارد خواهد کرد.
بنابراین پرسش سال ۱۴۰۶ دیگر فقط این نیست که قیمت گندم چه مقدار تعیین شود؛ پرسش مهمتر این است که فاصله میان هزینه واقعی تأمین گندم و قدرت پرداخت خانوار را چه کسی و تا چه اندازه باید بپردازد.
طرف دیگر این معادله نیز چندان ساده نیست. محاسبات IWFBM نشان میدهد اگر برای جلوگیری از افزایش شدید بار مالی دولت، سهم بیشتری از قیمت گندم و آرد به بازار منتقل شود، متوسط قیمت هر کیلوگرم نان میتواند از حدود ۳۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۵ به بیش از ۷۲ هزار تومان در سال ۱۴۰۶ برسد. در این وضعیت، یک نان بربری یارانهای حدود ۱۵ هزار تومانی میتواند به محدوده ۳۵ هزار تومان برسد.
برای خانواری که نان بخش ثابت سبد غذایی اوست، چنین تغییری فقط یک افزایش قیمت نیست؛ مستقیماً با هزینه تأمین غذا ارتباط پیدا میکند.
این موضوع برای خانوارهای متوسط و پایین درآمدی اهمیت بیشتری دارد. نان در سالهای افزایش قیمت مواد غذایی، یکی از کالاهایی بوده است که خانوار میتواند بخشی از کاهش مصرف گوشت، لبنیات، برنج و سایر مواد غذایی را با افزایش اتکا به آن جبران کند. به همین دلیل، انتظار کاهش شدید مصرف نان پس از افزایش قیمت چندان واقعبینانه نیست. محاسبات تککالایی، با افزایش قیمت، مصرفی در حدود ۱۰٫۵ میلیون تن را در مقابل حدود ۱۱ میلیون تن سال ۱۴۰۵ نشان میدهد؛ اما با ورود رفتار جانشینی خانوار به مسئله، مصرف نان میتواند همچنان در محدوده ۱۱ میلیون تن باقی بماند. در واقع، هرچه سایر اجزای سبد غذایی گرانتر شوند، امکان فاصله گرفتن خانوار کمدرآمد از نان نیز محدودتر میشود.
ساختار فعلی بازار نیز حساسیت تصمیم پیش رو را نشان میدهد. در سال ۱۴۰۵ حتی گرانترین آرد یارانهای تحویلی به برخی نانواییهای بربری حدود ۲ هزار تومان برای هر کیلوگرم است. از یک کیلوگرم آرد تقریباً ۲٫۵ نان بربری تولید میشود که هر عدد حدود ۱۵ هزار تومان به فروش میرسد.
بنابراین در بخش یارانهای، قیمت آرد در مقایسه با ارزش نهایی نان بسیار پایین است. در سوی دیگر، آزادپزها آرد دولتی دریافت نمیکنند و آرد مورد نیاز خود را از بازار تهیه میکنند. به همین دلیل، هر تغییر در قیمت گندم و آرد الزاماً اثر یکسانی بر همه نانواییها، مصرفکنندگان و منابع دولت نخواهد داشت.
همین پیوندهاست که تصمیم درباره گندم را دشوار میکند. تغییر یک عدد در ابتدای زنجیره میتواند همزمان مقدار خرید دولت، هزینه بودجه، قیمت آرد، قیمت نان و مصرف خانوار را تغییر دهد و هر یک از این تغییرات دوباره بر بخش دیگری از زنجیره اثر بگذارد.
محاسبات IWFBM برای سال ۱۴۰۶ نشان میدهد که فاصله میان دو سوی این زنجیره در حال بزرگ شدن است: در یک سوی آن، هزینهای بیش از ۱۰۰۰ همت برای دولت و در سوی دیگر، متوسط قیمت بیش از ۷۲ هزار تومان برای هر کیلوگرم نان قرار دارد.
از این رو، مسئله اصلی سال ۱۴۰۶ انتخاب ساده میان افزایش یا عدم افزایش قیمت نیست. هر تصمیم درباره قیمت خرید گندم، قیمت تحویل آرد یا میزان حمایت از نان، عدد دیگری را در بخش دیگری از این زنجیره جابهجا میکند. کاهش فشار بر بودجه میتواند فشار بیشتری را به خانوار منتقل کند و جلوگیری از انتقال این فشار به سفره مردم، نیازمند منابع مالی بیشتری است. بنابراین ارزیابی هر تصمیم بدون محاسبه همزمان پیامد آن برای دولت، بازار و خانوار میتواند تنها بخشی از واقعیت را نشان دهد.
اعداد سال ۱۴۰۶ پیش از رسیدن سال ۱۴۰۶ یک پیام مهم دارند. ادامه شرایط سال ۱۴۰۵، محدود کردن بار مالی دولت و ثابت نگه داشتن تقریبی قیمت نان، سه هدفی هستند که تحقق همزمان آنها بسیار دشوار شده است. تصمیم نهایی هرچه باشد، آثار آن از مزرعه و خرید گندم آغاز میشود، از بودجه و شبکه آرد عبور میکند و در نهایت به قیمت نان و سفره خانوار میرسد.
محاسبات IWFBM دانشگاه تربیت مدرس از امروز نشان میدهد که فاصله میان این اهداف به اندازهای رسیده است که هر تصمیم در بازار گندم و نان سال ۱۴۰۶، پیش از اجرا باید تا آخرین حلقه زنجیره محاسبه شود.